تبليغاتX
سلام
جاي براي زندگي


براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.

 براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده .

 براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.

براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.

براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن .

 براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير .

 براي عشق وصال كن ولي فرار نكن .

 براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن .

 براي عشق بمير ولي كسي رو نكش .

براي عشق خودت باش ولي خوب باش 

******************************************

اشكی كه بی‌صداست

پشتی كه بی‌پناست

دستی كه بسته است

پایی كه خسته است

دل را كه عاشق است

 حرفی كه صادق است

شعری كه بی‌بهاست

شرمی كه آشناست

 دارایی من است

 ارزانی شماست

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/08ساعت 2:51 PM  توسط پریا | 

 در هر باد طنين صداي تو بود

بر هر خاک رد پاي تو فرو رفته بود

و در هر آب انعکاس سيمايت

 در هر آتش گرمي دستانت

 آنگاه که من کوچه به کوچه خانه به خانه نشان تو مي خواستم

 و نه به اعتبار چند خیال رنگ و رو رفته

 

غم عشق من را به تو کشوند ولی تو نفهمیدی

 

من برای تو بودم ولی تو برای دیگران

 

کاش تو را ندیده بودم....... 

 

کاش تو نبودی........

 

نمی دانم که دانست او دليل گريه هايم را؟ نمی دانم که حس کرد او

 

حضورش در سکوتم را؟ و می دانم که می دانست ز عاشق بودنش مستم

 

 وجود ساده اش بوده که من اينگونه دل بستم

 

 اگر فكر ميكنيد موفق ميشويد يا شكست ميخوريد در هر دو صورت

 درست فكر كرده ايد

  


اتفاقي ساده مرا با چشمانت آشنا کرد،

انگار ديگر اتفاقها هم مراقبند نيفتند

تا من بتوانم دوباره چشمانت را ببينم

+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/12ساعت 10:14 AM  توسط پریا |