تبليغاتX
سلام -

سلام

جاي براي زندگي

 در هر باد طنين صداي تو بود

بر هر خاک رد پاي تو فرو رفته بود

و در هر آب انعکاس سيمايت

 در هر آتش گرمي دستانت

 آنگاه که من کوچه به کوچه خانه به خانه نشان تو مي خواستم

 و نه به اعتبار چند خیال رنگ و رو رفته

***********************************************

غم عشق من را به تو کشوند ولی تو نفهمیدی

 

من برای تو بودم ولی تو برای دیگران

 

کاش تو را ندیده بودم....... 

 

کاش تو نبودی........

 

نمی دانم که دانست او دليل گريه هايم را؟ نمی دانم که حس کرد او

 

حضورش در سکوتم را؟ و می دانم که می دانست ز عاشق بودنش مستم

 

 وجود ساده اش بوده که من اينگونه دل بستم

 

 اگر فكر ميكنيد موفق ميشويد يا شكست ميخوريد در هر دو صورت

 درست فكر كرده ايد

  


اتفاقي ساده مرا با چشمانت آشنا کرد،

انگار ديگر اتفاقها هم مراقبند نيفتند

تا من بتوانم دوباره چشمانت را ببينم

+نوشته شده در شنبه 1386/08/12ساعت10:14 AMتوسط پریا | |